![]() عيب کار اينجاست که من '' آنچه هستم '' را با '' آنچه بايد باشم '' اشتباه مي کنم ، خيال ميکنم آنچه بايد باشم هستم،در حاليکه آنچه هستم نبايد باشم
پست الکترونیک آرشیو مطالب آرشیو مطالب
تیر 1388
خرداد 1388 فروردین 1388 بهمن 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 مرداد 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 آذر 1386 مهر 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 جستجو
پیوندها
خانوم بهار
الهه ناز ... سارا 118 یه شب گرد میلاد (دانلود آهنگ) دوست یابی ! دوست ندارم جاوا من دوست پسر می خوام عاشقانه Mobil game دلم شكست :: قالب ساز :: آمار وبلاگ
افراد آنلاين:
تعداد بازديدها: RSS
|
یادم باشه تنهام
قبل از رفتن؛ |+| < ye Kallepook
to be man sang zadi
خدایا کمکم کن کمکم کن تا فراموش کنم همه اووون چیزهایی رو که آزارم میده کمکم کن تا کمتر فکر کنم به گذشته یا به آینده کمکم کن به خودم بیام چون این چیزی که من می بینم یکی دیگست کمکم کن … … … کمکم کن تا بلند شم قبل از اووونکه قطار سر برسه…
|+| < ye Kallepook
Ghahve Tork
دختر
زیبایی بود. پشت پنجره بود. او هم نگاه پسر میکرد. نگاهش که ادامه داشت
پسر جرأت کرد. اشاره کرد که دختر بیرون بیاید. دختر لبخند زد. بعدا پسر
فهمید چه لبخند تلخی است. نگاه هم میکردند. پسر این پا و آن پا کرد. سه
بار تا سر کوچه رفت و برگشت. باز با دست اشاره کرد که دختر بیرون بیاید.
صورت دختر گرد و معصومانه بودکاغذ مچاله شده ای را از پنجره بیرون انداخت.
رویش نوشته شده بود: از من بگذر...چون نمیتوانم .: :من فلج هستم |+| < ye Kallepook
اتاق شخصي
در
یک رابطه ی درست هر کس علاوه بر اتاق مشترک ، اتاقی از آن خودش دارد .
رازها و مرزهای خودش ، تفنن ها و مشغولیت های خودش را دارد . رابطه ای که
مبتنی بر عریانی کامل برای دیگری باشد جهنم است
جبران خلیل جبران هم جمله ای دارد با این مضمون : «با هم بنوشید اما از یک جام ننوشید » ...حرف بیراهی نیست ! |+| < ye Kallepook
تو آزادی
همه شما احتمالا فیلم پرواز بر فراز آشیانه ی فاخته را دیده اید ( دیوانه از قفس پرید) در آن فیلم پرستار تیمارستان به دیوانه ها می گفت هر وقت بخواهید می توانید از اینجا بروید . در حالیکه هیچکدام از انها قانونا اجازه خروج نداشتند . این تکنیک ، یک تکنیک بسیار ساده اما کاملا موثر است .در واقع یک سوپاپ است برای جلوگیری از خفقان .
خفقان
چیز وحشتناکی است . می تواند زیباترین مکان ها ها را به شکنجه گاه تبدیل
کند .همانطور که اگر درهای خروج یک قصر را بر روی شما ببندند تحمل ماندن
در انجا را نخواهید داشت. بنابراین رابطه تان را طوری ترتیب ندهید که طرف
مقابل گمان کند به هیچ طریقی امکان خروج از ان را ندارد . حتی اگر بدون او
می میرید ، مدام آن را به رخش نکشید . بگذارید دست کم توهمی برای او وجود
داشته باشد که هرگاه خواست ترکتان کند می تواند و ناگزیر نیست یک جنازه
پشت سرش بر جا بگذارد .البته ممکن است اگر او شما را ترک کند واقعا بمیرید
. |+| < ye Kallepook
Poozkhand ya nishkhand
|+| < ye Kallepook
hozoore berahneyi az boloogh
حسی برای حس نکردن حرفی برای نزدن سکوت را شش و هشت می نواخت
آخرین میخ را برداشت و کوبید به دیوار اتاقش کمی آن طرف تر از تابلوی زرتشت درست کنار چند شعر نه چندان با وزن و قافیه اما هر چه گشت ، دید حرفی نیست که آویزانش کند نگاهی بی تفاوت به اطراف انداخت میخ را کند و رفت
|+| < ye Kallepook
.
to va mashooghe jadidat eshgh ra be bazi migirid bogzar man mozahemi baraye be bazi gereftane eshgh nabasham bogzar man faghat faramush shode basham
|+| < ye Kallepook
زمان هایی است که انسان در آن ها آرزو می کند کاش کسی بود که به حرف هایش گوش می داد (مطلقا تمامِ حرف هایش)، فقط می شنید و می شنید، شاید هم گاهی دستی به سروگوش آدم می کشید و نوازشی می کرد، و آخرش فراموشت می کرد، گویی هیچوقت نشناخته و ندیده ات... همان غریبه ای می شد که قبل از این بود... |+| < ye Kallepook
|+| < ye Kallepook
آزادم
آزادم ... ! آزادم تا به شکل نکبت باری تنها باشم !! تصمیم گرفته ام تا وقتی نفهمیدم چه دارد اتفاق می افتد تنها بمانم ... روحم از هم پاشیده ... کسی خبر ندارد که چگونه رنج میکشم !! از رنج هایم پشیمان نیستم ...! داغ زخم هایم را مثل مدال حمل میکنم ... ! احمقانه است ..!! بهتر است رنج بکشم . بهتر است زخم هایم را بلیسم همان طور که قبلا لیسیده ام ...!!! مدتی در فکر میمانم ُ آدم تلخی میشوم ! دیگران را آزار می دهم چرا که بعد از تو موضوع دیگری ندارم . سعی میکنم اطرافم را برای خودم توجیه کنم . افکارم در وضعیت خفت باری قرار گرفته است زیرا که هر چه اطرافم زیبا تر میشود بیشتر احساس بد بختی میکنم . هر چند میدانم گوسفند سیاه خانواده ام !! ولی برده ی زیبایی ام و تو برده ی هم آغوشی ...!! می خواهی به تو بد گمان نباشم ...!!؟
|+| < ye Kallepook
آرامش ؟
همه اوقاتم را در انتظار فرصتی دوباره ام
همواره دلیلی دارم که احساس خوبی نداشته باشم... و این احساس چقدر دشوار است... آن هم در انتهای روز ... نیاز به دل مشغولی دارم.... به آرامشی شیرین .... خاطرات از رگ هایم فوران میکند .... بگذار تهی و بی وزن شوم .... آنگاه شاید امشب اندکی آرامش یابم .... د رمیان بازوان یک فرشته در این اتاق تیره و سرد ..... و از بی نهایتی که هراس بر جانم افکنده دور میشوم و به پرواز در می آیم.... و از خرابه های تخیلات خاموشم بیرون کشیده میشوم... شاید هنگامی که در میان بازوان یک فرشته هستم اندکی آرامش یابم .... از زندگی تکراری هر روزه خسته شده ام .... به هر جا رو میکنم لاشخور ها و دزدان سر در پی من دارند .... و من مدام برای جبران کمبود هایم ریا میکنم ... مهم نیست یک بار دیگر گریز را تجربه میکنم .... که گریز آسان تر از ایمان داشتن به آن جنون شیرین و آن غم باشکوهیست که تو و من را به زانو در آورده است ... شاید هنگامی که در میان بازوان یک فرشته هستم اندکی آرامش یابم ....
|+| < ye Kallepook
حرف آخر
یادم باشد حرفی نزنم که به کسی بر بخورد یادم باشد تنهام !
|+| < ye Kallepook
عاشق من نبودی ؟
باز باران بي ترانه***گريه هايم عاشقانه***مي خورد بر سقف قلبم***ياد ايام تو داشتن***مي زند سيلي به صورت***باورت شايد نباشد***
آبي تر از آنيم كه بي رنگ بميريم از شيشه نبوديم كه با سنگ بميريم تقصير كسي نيست كه اين گونه غريبيم شايد كه خدا خواست كه دلتنگ بميريم
|+| < ye Kallepook
! ... Heh
گفتم نرو پرپر میشم گفتی: میخوام رها باشم گفتم: آخه عاشق شدم گفتی:میخوام تنها باشم گفتم: دلم گفتی: بسوز گفتی: یه عمری باز هنوز گفتم: پس عمرم چی میشه گفتی: هدر شد شب و روز گفتم: آخه داغون میشم گفتی: به من خوش میگذره گفتم: بیا چشمام تویی گفتی: آخر کی میخره گفتم: منو جنس میبینی؟ گفتی: آره بی قیمتی گفتم: یه روز کسی بودم با من نکن بی حرمتی گفتم: صدام میمیره باز گفتی: با درد بسوز بساز گفتم : حالا که پیر شدم گفتی: که از تو سیر شدم گفتم: تمنا میکنم گفتی: میخوام خردت کنم گفتم: بیا بشکن تنو گفتی: فراموش کن منو
|+| < ye Kallepook
استرس
بوی کنکور
......................
این آهنگه معرکس (فرياد عشق) ...آهنگو انتخاب كن خودش play ميشه
|+| < ye Kallepook
به خاطر تو
پرسيد به خاطر كي زنده هستي؟ با اينكه دلم مي خواست با تمام وجودم داد بزنم "بخاطر تو" بهش گفتم به خاطر هيچ كس. پرسيد پس به خاطر چه زنده هستي؟ با اينكه دلم فرياد ميزد "به خاطر تو" با يك بغض غمگين گفتم به خاطر هيچ چيز. ازش پرسيدم تو به خاطر چي زنده هستي؟ در حاليكه اشك تو چشمانش جمع شده بود گفت به خاطر كسي كه به خاطر هيچ زنده است
|+| < ye Kallepook
اولین روز عاشقی
يکم بار که عاشق شد، قلبش کبوتر بود و تن اش از گل سرخ. اما عشق، آن صياد است که کبوتران را پر مي دهد. و آن باغبان است که گل هاي سرخ را پرپر مي کند. پس کبوترش را پراند و گل سرخ اش را پرپر کرد.
|+| < ye Kallepook
خواب
سرت بزار رو شونم اروم بخواب گل بهار من پيشتم تا خود صبح چشمات آروم هم بزار اونقده بيدار ميمونم تا وقتي خوابت ببره وقتي ميخوابي رويا هم ناز نگات ميخره كابوس زندون ميكنم خواب بد ميسوزونم مثل يه گنجيشك كوچيك اروم بخواب مهربونم
|+| < ye Kallepook
حرف خاموش
خط زدم تمام دیکته های شب را
که می آموخت و حک میکرد در کودک ذهن من! که دوست بدار این آدمها را و امروز از اینهمه دوست داشتن ها ، چه مانده جز تلخی لحظه های دلتنگی من امروز دلتنگ او و آن و آنهایی هستم که هرگز به دو حرف خاموش و غرق در فریاد من فکر نمیکنند و من تنها مانده ام اینجا خاموش و تلخ اگرچه هزاران حرف در دل دارم
|+| < ye Kallepook
![]() |+| < ye Kallepook
کاری به کسی ندارم
ازرده از اشتباهاتم مي گذرم و پنجره را مي بندم،هيچ ابي از اب تكان نمي خورد! غصه چه را بخورم،بي خيال هر چه كه بود و هست! ديگر مهم نيست اطرافيان از دهان باد چه خواهند شنيد،مدتي است دچار همين طبق معمول هاي بي تفاوتي شده ام،ارام و بي اشاره. كاري به كسي ندارم هميشه پلي براي رفتن هست مي شود باز با بعضي از همين دلخوشي هاي ساده زندگي كرد مثلا با اواز بي منظور باد رفت يك طرفي ترانه ي اساني زا به ياد اورد مي شود با هر چه اشناست اشناتر شد! كاري به كسي ندارم من با خودم با شكلي ساده از زندگي حرف مي زنم. اين همه حرف از ديروز زدن خسته ام كرده است و تكرار ديروز،امروز،فردا دلم را شكسته است...دستان من از دريا دور است،از باران و از لاله.. باد رويا هاي مرا با خود برده است اما اين طور كه نمي شود تا ابد از تحمل چيزي به اسم زندگي ترسيد
|+| < ye Kallepook
سهم من
نفرینت می کنم اما هنوزم دلم اسیره یه روزی خودت می فهمی یه روزی که خیلی دیره من میرم واسه همیشه هیچی تنهایی نمیشه فکر میکردی بر میگردم حالا باورت نمیشه
گریه نکن گریه نکن گریه نکن اشکاتو باور ندارم بازم داری دروغ میگی دروغ میگی من که ازت نمیگذرم آخه دیگه باور ندارم عزیز دلم حتی اگه بگی دوست دارم نمیدونم تو دل به کی بستی قلبمو شکستی چاره نیست باید برم
اگه به پام بیفتی بگی دروغ نگفتی دیگه باور ندارم اینو بدون که باختی دیر اومدی عزیزم باید تنها بمونی باید برم که شاید تو قدرمو بدونی
فکرشو کن یه روزی خیلی ساده بگم که عشقم از سرت زیاده فکرشو کن که نه بشه جوابم خط بزنم اسمتو از کتابم فکرشو کن فکرشو کن نباشم مثل تو شم مثل تو بی وفا شم فکرشو کن بی تو نفس بگیرم روز بیام قلبمو پس بگیرم لحظه فکر کن و ببین چه ساده میشه بد شد ساده و بی تفاوت از هر کسی میشه رد شد کاری نکن یه روزی تحملم تموم شه کاری نکن که رفتنت یه روزی آرزوم شه
|+| < ye Kallepook
يك روز كسي را دوست داري و روز بعد تنهايي به همين سادگي! او رفته است و همه چيز تمام شده است مثل يك مهماني كه به آخر ميرسد و تو به حال خود رها ميشوي چرا غمگيني؟ اين رسم زندگي است تو نميتواني آن را تغيير دهي؛ پس تنها آوازي بخوان! اين تنها كاري است كه از دست تو برميآيد؛ آوازي بخوان
هميشه همینه کسي را که خيلي دوست داري، زود از دست مي دهي پيش از آنکه خوب نگاهش کني. پيش از آنکه تمام حرفهايت را به او بگويي ، پيش از آنکه همه لبخندهايت را به او نشان بدهي مثل پروانه اي زيبا، بال ميگيرد و دور مي شود ، فکر مي کردي ميتواني تا آخرين روزي که زمين به دور خود مي چرخد و خورشيد از پشت کو ه ها سرک مي کشد
|+| < ye Kallepook
ساعت و نگاه نکن , لحظه هارو نشمار , به خودت دروغ نگو , از چی میکنی فرار , دل تو اسیر شده , سهم تو کویر شده , واسه جدا شدن , دیگه خیلی دیر شده , شاید این تقدیر من بود که همیشه با تو باشم , میدونم تقصیر من بود نمیخواستم که جدا شم , عشق نگهداری میخواد , شبا بیداری میخواد , وقتی تنگه دل یار , از تو دلداری میخواد , از جدایی حرف نزن , حرفی از رفتن نزن , حتی فکرشم نکن , این دیگه کار خداس , ما کی هستیم که بگیم اشتباس , عشق مثل نفس میمونه واسمون , اگه ساده بگیریش عمرت فناس
|+| < ye Kallepook
عشق ؟
می گفت عا شقم ، دوستش دارم و بدون او هيچم و برای او زنده هستم...
گفتم: تو عاشق نبودی و نیستی........
به فکر فرو رفت و گفت عاشق نبوده ام ...
گفتم عشق راز است .... راز بین من و توست و بر ملا نمی شود .... هیچ وقت پایان نمی یابد . مگر به مرگ..... آهی سردی کشید.... دیگه هیچی نگفت.... سرشو انداخت پائین و آروم از پیشم رفت.....
|+| < ye Kallepook
|